راز انگیزه پایدار، فراتر از پاداشهای مالی به سوی معنا و تلاش آگاهانه
انگیزه، نیروی محرکهی هر فعالیت انسانی است؛ اما در دنیای امروز که فشارهای مالی و اجتماعی بسیار است، مفهوم انگیزه بیش از پیش پیچیده و مبهم شده است. دن آریلی، استاد اقتصاد رفتاری، در کتاب پرفروش خود «پاداش» ما را دعوت میکند که انگیزه را نه فقط به عنوان دستیابی به پول و مزایا، بلکه به عنوان جستجوی معنا و هدفی درونی درک کنیم. در این مقاله، به بازنویسی و تعمق بر این مفاهیم میپردازیم و پژوهشهای علمی مرتبط را بررسی میکنیم تا بفهمیم چه چیزهایی واقعاً باعث میشوند ما به فعالیتهایمان پایبند بمانیم. با آکادمی ذهن فیت همراه بمانید.
انگیزه چیست و چرا پاداش مالی کافی نیست؟
همه ما با این فرض آشنا هستیم که انگیزه یعنی پول؛ یعنی اگر کسی پول بیشتری بگیرد، بهتر و بیشتر کار میکند. دن آریلی با آزمایشهای خود نشان میدهد که این تصور سطحی است و انگیزه چیزی بسیار پیچیدهتر است. در آزمایشی که روی کارگران شرکت اینتل انجام شد، افزایش پاداش مالی باعث شد کارکنان روز اول انگیزه زیادی داشته باشند، اما این اثر در روزهای بعدی به سرعت کاهش یافت. پژوهشگران دیگری نیز این نتیجه را تایید کردهاند؛ مثلاً تحقیقات دانیل پینک نشان میدهد که پاداشهای بیرونی مانند پول، تنها در کارهای مکانیکی و کوتاهمدت موثر هستند و برای فعالیتهای خلاقانه و بلندمدت، انگیزههای درونی اهمیت بیشتری دارند.
معنا؛ قلب انگیزه پایدار
دن آریلی در کتابش تاکید میکند که مهمترین نیروی محرک درونی، حس معنا و هدف داشتن است. افراد وقتی کاری را انجام میدهند که برایشان معنیدار است، حتی اگر سخت و طاقتفرسا باشد، میتوانند ساعتها بدون احساس خستگی یا سرخوردگی به فعالیت ادامه دهند.
مثلاً یک طراح مد جوان که با عشق کار میکند، روزانه ۱۸ ساعت مشغول است اما انگیزهاش را حفظ میکند چون کارش برایش ارزشمند است. مطالعات متعددی نیز نشان دادهاند که معنا و هدف میتواند از احساسات مثبت قویتر باشد. تحقیقاتی در حوزه روانشناسی مثبتگرا از مارتین سلیگمن و همکارانش نشان داده است که افراد با اهداف مشخص و معنیدار، سطح بالاتری از رضایت و انگیزه را تجربه میکنند.
تلاش و مالکیت؛ دو عنصر کلیدی دیگر انگیزه
یکی از نکات جالب کتاب «پاداش» تجربهای است که دن آریلی روی دو گروه مهندس انجام داد. به گروهی که تلاش و خلاقیت بیشتری کردند، انگیزهی بیشتری دادند و آنها ارزش بیشتری برای کارشان قائل شدند. این موضوع نشان میدهد که تلاشی که برای انجام کاری صرف میکنیم و حس مالکیت بر آن، دو عامل مهم انگیزشی هستند. این یافتهها با نظریه انگیزش خودتعیینی توسط ریچارد رایان و ادوارد دسی همخوانی دارد که تاکید میکند نیاز به خودمختاری (حس مالکیت و کنترل بر کار) و شایستگی، از منابع اصلی انگیزههای درونی هستند.
انگیزههای درونی در مقابل انگیزههای بیرونی
پاداشهای مالی، شهرت و امثال آنها انگیزههای بیرونی هستند که میتوانند موقتی و ناپایدار باشند. دن آریلی اشاره میکند که یک عبارت سادهی «ممنون، خوب انجام دادید» میتواند اثر انگیزشی بیشتری نسبت به پول داشته باشد، چون این نوع انگیزه، درونی و مرتبط با احساس ارزشمندی است. مطالعات آزمایشگاهی نیز ثابت کردهاند که تشویقهای کلامی و بازخورد مثبت میتواند انگیزه افراد را برای انجام وظایف خلاقانه و مستمر افزایش دهد؛ این یافته در کارهای ادوارد دسی و همکارانش بسیار مورد تاکید است.
دیدگاهتان را بنویسید