زمان، مرهم نیست؛ آگاهی و عمل، درمان حقیقیاند
آیا زمان واقعاً همه چیز را حل میکند؟
جملهی معروف “زمان همه چیز را حل میکند” بهوفور در مکالمات روزمره شنیده میشود. بسیاری آن را بهعنوان جملهای تسکیندهنده برای آرام کردن دردهای روحی و شکستها استفاده میکنند. اما از نظر روانشناسی، آیا واقعاً این باور حقیقت دارد؟ آیا صرف گذر زمان بدون هیچ اقدام یا بینشی میتواند زخمهای روانی ما را ترمیم کند؟ در این مقاله، با رویکردی علمی و در عین حال ساده و قابلفهم برای عموم، به بررسی این سؤال میپردازیم که آیا زمان بهتنهایی توانایی التیام زخمها را دارد یا نه؟ و اگر ندارد، چه چیزی جای آن را میگیرد؟
زمان، تنها عامل نیست؛ بلکه زمینهساز است
زمان، مثل یک بستر یا قاب است که میتواند فرصتی برای ترمیم فراهم کند، اما خودش به تنهایی درمانگر نیست. تحقیقات روانشناسی نشان میدهند که اگر فرد در طول زمان با درد خود مواجه نشود، آن درد نهتنها التیام نمییابد بلکه گاه عمیقتر و مزمنتر هم میشود. بسیاری تصور میکنند که اگر با گذر زمان یک مسئله را فراموش کنند، یعنی آن مسئله حل شده است. اما مغز انسان، بهویژه سیستم لیمبیک، اطلاعات عاطفی را در سطح عمیقی ذخیره میکند. هرچند خاطره ممکن است بهظاهر محو شود، اما هیجانی که با آن تجربه همراه بوده، میتواند بهراحتی در شرایط مشابه فعال شود. پژوهش در دانشگاه هاروارد نشان داده که هیجانات سرکوبشده با گذر زمان فقط پنهان میشوند، اما اثرات روانتنی آنها میتواند به صورت بیماریهای جسمی مانند سردردهای مزمن، اضطراب و بیماریهای گوارشی ظاهر شود.
چرا «عمل» کلید اصلی درمان است؟
تحقیقات عصبشناختی نشان دادهاند که تغییر واقعی در ساختار مغز مثلاً در الگوهای فکری یا واکنشهای هیجانی تنها زمانی اتفاق میافتد که فرد اقدام آگاهانه برای تغییر انجام دهد. “انعطافپذیری عصبی” به این معناست که مغز قابلیت بازسازی مسیرهای عصبیاش را دارد، اما تنها در صورتی که ما رفتارها، باورها و تصمیماتمان را آگاهانه تغییر دهیم. مطالعهای نشان داد که افراد دارای افسردگی بالینی، تنها زمانی کاهش علائم را تجربه میکنند که در کنار درمان دارویی، درگیر فرآیندهای فعال مانند گفتوگو درمانی، نوشتن افکار و فعالیتهای ذهنآگاهی شوند.
مواجهه، نه فرار
مرد یا زنی که به جای مواجهه با ترسهای کودکی و تعهدهای عاطفی، تنها به زمان پناه می برد در چنین حالتی، ذهنش مکانیسمهای دفاعی مانند انکار، فرافکنی، یا سرکوب را فعال میکند. این مکانیسمها موقتاً درد را کاهش میدهند، اما ریشهاش را نمیخشکانند. مطالعهای کیفی در انگلستان با مصاحبه از افرادی که درگیر رابطههای ناکارآمد بودند، نشان داد که اغلب آنها تا زمانی که اقدامی برای شناخت الگوهای تکرارشونده خود نکرده بودند، همان مشکلات را دوباره تجربه میکردند حتی با شریک جدید.
اقدام آگاهانه یعنی چه؟
- بازنگری در باورها: آیا باور دارم که فقط با صبر، مشکل حل میشود؟
- درخواست کمک: از مشاور، درمانگر یا گروههای حمایتی استفاده کردهام؟
- یادگیری مهارت جدید: آیا مهارتهایی مثل گفتگو، ابراز احساسات یا تابآوری را تمرین کردهام؟
- تمرین خودآگاهی: آیا در لحظههای بحرانی، واکنشهای خودم را میشناسم؟
نتیجهگیری: زمان تنها در خدمت کسانی است که حرکت میکنند
زمان به تنهایی نه دشمن است و نه دوست؛ بلکه یک همراه است. اما تنها در صورتی میتواند ما را به بهبود برساند که ما نیز درون این زمان، دست به انتخاب و تغییر بزنیم. درمان، نه از بیرون، بلکه از درون ما آغاز میشود.
منابع علمی مورد استفاده در نوشتن مقاله و لینک مطالعه آنها:
- Harvard Medical School, Mind-Body Connection Study
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC3181836/ - Journal of Traumatic Stress (2014)
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/jts.21956
دیدگاهتان را بنویسید