طالعبینی، چرا انسان به سمت پیشبینی کشیده میشود؟
در دنیایی پر از ناشناختهها و عدم قطعیتها، بسیاری از انسانها به دنبال احساس کنترل هستند. در چنین شرایطی، گرایش به طالعبینی، استرولوژی، رمالی و پیشبینیهای روزانه میتواند احساس موقتی از آرامش بدهد. اما آیا این سبک از زیستن، ما را به سوی خودشناسی، رشد درونی و مسئولیتپذیری هدایت میکند یا ما را به قطعاتی بیجان در جریان تقدیر تبدیل میسازد؟ این مقاله تلاش میکند با نگاهی روانشناختی و علمی، پدیدهی «سبک زندگی منفعل» را بررسی کند.سبکی که در آن فرد به جای تصمیمسازی آگاهانه، خود را تسلیم نیروهای بیرونی میکند. با آکادمی ذهن فیت همراه باشید.
سبک زندگی پسیو؛ زندگی با دنده خلاص
سبک زندگی منفعل به حالتی که فرد در آن، مسئولیت تجربههای زندگی خود را بر عهده نمیگیرد. چنین فردی مدام در حال واکنشدادن به رویدادهای بیرونی است، نه کنشگری در مسیر زندگی. در این سبک، تصمیمگیریها به نیروهایی سپرده میشود که فرد تصور میکند خارج از کنترل اوست؛ مثل طالعبینی، حرکت سیارات، یا مشاورههای رمّالگونه. چنین فردی صبح خود را با فال روزانه آغاز میکند، تا ببیند آیا روزش «خوب» خواهد بود یا نه. روانشناسان این وضعیت را درماندگی آموختهشده مینامند؛ مفهومی که نخستین بار توسط مارتین سلیگمن مطرح شد و در آن، افراد به این باور میرسند که تلاششان بیفایده است، پس بهتر است اصلاً تلاشی نکنند.
وقتی سرنوشتت را میسپاری به فال
شاید تصور کنیم افرادی که به طالعبینی یا پیشبینی آینده پناه میبرند، صرفاً ناآگاه یا سادهلوح هستند، اما روانشناسی ماجرا پیچیدهتر است. دلایل روانشناختی میل به طالعبینی:
کاهش اضطراب ناشی از ابهام: انسان ذاتاً تحمل بالایی برای ابهام ندارد. مطالعهای در سال 2016 نشان داد افرادی که اضطراب بیشتری نسبت به آینده دارند، تمایل بیشتری به پیشبینیپذیر بودن زندگی دارند، حتی اگر این پیشبینیها واقعگرایانه نباشند.
احساس کنترل کاذب : تحقیقات نشان داده حتی اطلاعات نادرست، اگر احساس کنترل به فرد بدهند، آرامش روانی ایجاد میکنند. طالعبینی و فال، با اینکه پایه علمی ندارند، به فرد احساس میدهند که «میداند» قرار است چه شود.
تعلقپذیری فرهنگی: در بسیاری از فرهنگها، ریشههای خرافی درون سنتها و باورهای جمعی نفوذ دارد. این باورها بخشی از هویت فرهنگی و حتی اجتماعی افراد میشوند.
مرز میان دانش هستیشناسانه و باورهای غیرمسئولانه
بسیاری از سنتهای باستانی نجوم، انرژیهای کیهانی، یا حتی برخی مفاهیم استرولوژی را در سطح نمادین و هستیشناسانه ارزشمند میدانستند. اما مشکل جایی پیش میآید که این مفاهیم از «نماد» به «قضاوت قطعی» تبدیل شوند. یعنی بهجای اینکه از نمودار تولد بهعنوان ابزاری برای خودشناسی استفاده کنیم، آن را تبدیل کنیم به پیشگو و تعیینکننده قطعی زندگی. در روانشناسی یونگی، برخی مفاهیم استرولوژی بهعنوان زبان ناخودآگاه جمعی بررسی شدهاند، اما حتی یونگ نیز معتقد بود این زبانها صرفاً ابزار درک عمیقتر رواناند، نه تعیینکنندهٔ سرنوشت.
آگاهی فعال؛ ضد سبک زندگی پسیو
آگاهی فعال یعنی اینکه فرد از موقعیتهای بیرونی آگاه است، اما تصمیم نهایی را از درون میگیرد. او از تأثیر نیروها آگاه است، ولی مسئولیت انتخاب را به عهده میگیرد. در روانشناسی معنوی، این اصل «خودرهبری درونی» نام دارد؛ حالتی که در آن انسان، با تکیه بر شهود، خرد، مسئولیتپذیری و آگاهی، مسیر زندگیاش را ترسیم میکند. در مطالعهای نشان داده شد که افراد با آگاهی معنوی بالا، کنترل درونی قویتری دارند و کمتر در معرض افسردگی، اضطراب و وابستگی به ابزارهای پیشبینی قرار میگیرند.
نتیجهگیری:
استفاده از ابزارهایی مثل استرولوژی و طالعبینی، اگر به نیت خودشناسی و با نگاه سمبولیک باشد، میتواند مفید واقع شود. اما اگر بهعنوان راهی برای فرار از مسئولیت، تصمیمگیری و زندگی آگاهانه استفاده شود، ما را از مسیر رشد فردی دور میسازد. تو هم حق داری گاهی دلت بخواد بدونی فردا چی میشه، ولی فراموش نکن: تو فراتر از پیشبینیها هستی، چون تو «پاسخدهنده» به زندگی هستی، نه قربانی آن.
منابع علمی مورد استفاده در نوشتن مقاله و لینک مطالعه آنها:
دیدگاهتان را بنویسید