رقابت با بقیه مسیرت را نمیسازد، مسیرت را خودت بساز
چرا در دنیای واقعی، برندهها رقابت نمیکنند؟
ما در دنیایی زندگی میکنیم که رقابت به عنوان یک ارزش فرهنگی و اجتماعی، در ذهن همه ما حک شده. از همان سالهای ابتدایی مدرسه، به ما یاد دادهاند که موفقیت یعنی بهتر بودن از بقیه. نمره بیشتر، سرعت بالاتر، نتیجهی بهتر در مقایسه با دیگران. اما آیا این واقعاً تنها راه موفقیت در زندگی شخصی و کاری ماست؟
در سالهای اخیر، کارآفرینان و متفکرانی که مسیرهای متفاوتی رفتهاند، یک نکته مهم را بارها تکرار کردهاند: برندهها رقابت نمیکنند، بلکه مسیر مخصوص خودشان را خلق میکنند. با آکادمی ذهن فیت همراه باشید.
رقابت یا امنیت ذهنی؟
یکی از دلایلی که باعث میشود ما ناخودآگاه وارد فضای رقابت شویم، نیاز ما به امنیت است. وقتی مسیر شغلی یا کسبوکاری را انتخاب میکنیم که دیگران هم در آن هستند، احساس امنیت بیشتری داریم. فکر میکنیم چون دیگران این راه را رفتهاند، احتمال موفقیت بیشتر است. اما این نوع امنیت، در واقع میتواند ما را از رشد واقعی دور کند. پژوهشهای روانشناسی شناختی نشان دادهاند که مغز ما ترجیح میدهد از الگوهای آشنا پیروی کند حتی اگر این مسیرها در بلندمدت ما را به بنبست برسانند.
دو نوع پیشرفت داریم یکی افقی و دیگری عمودی
برای درک بهتر تفاوت بین رقابت و نوآوری، بهتر است به دو نوع پیشرفت نگاه کنیم:
▪ پیشرفت افقی: یعنی ادامه دادن راهی که قبلاً کسی آن را رفته. کپی کردن فرمولهای موفق دیگران. مثلاً دیدن اینکه راهاندازی یک کافه جواب داده و ما هم همان مسیر را طی کنیم. این مدل پیشرفت تنها در صورتی موفق میشود که ما در رقابت با دیگران بسیار بهتر باشیم. اما حتی در این حالت، چون رقبا زیادند، حاشیه سود و موفقیت ناپایدار است.
▪ پیشرفت عمودی: یعنی خلق یک مسیر کاملاً جدید. کشف یک نیاز دیدهنشده. حل یک مشکلی که بقیه هنوز به آن فکر نکردهاند. در این نوع پیشرفت، خبری از رقابت نیست چون مسیر منحصر به فرد است. به همین دلیل، شانس دیده شدن، ماندگاری و رضایت درونی بیشتر است. مطالعهای در دانشگاه هاروارد نشان داد که خلاقترین افراد، الزاماً کسانی نیستند که سختتر کار میکنند، بلکه کسانیاند که خارج از رقابت، با تمرکز روی ارزش منحصربهفرد خود پیش میروند.
نظام آموزشی و ذهن رقابتی
سیستم آموزشی ما معمولاً ما را برای رقابت آماده میکند، نه برای نوآوری. معیارها از قبل مشخص شدهاند: امتحان، نمره، رتبه. در این فضا، بیشتر افراد تلاش میکنند تا «از دیگران بهتر» باشند، نه اینکه «چیز جدیدی خلق کنند». بارها تأکید شده که این سیستم، خلاقیت را سرکوب میکند و باعث میشود افراد به جای ریسکپذیری، به سمت پیروی کورکورانه از الگوهای موفقیت موجود بروند.
راه موفقیت: انحصار، نه رقابت
در بسیاری از کسبوکارهای موفق دنیا، شرکتها در بازارهایی فعالیت میکنند که رقیبی ندارند یا بسیار کم دارند. آنها یا مسیر جدیدی ایجاد کردهاند، یا راهی قدیمی را به شکلی کاملاً متفاوت ارائه کردهاند. وقتی تنها بازیگر یک بازار باشی، سود و تأثیرگذاری تو بسیار بیشتر است. به این میگن: انحصار خلاقانه یعنی جایی که تو از مسیر نوآورانهات به شکلی ارزش خلق میکنی که هیچکس دیگر شبیه به تو نیست. مطالعهای در MIT نشان داد که شرکتهای نوآور، در طول زمان رشد تصاعدی بیشتری دارند چون رقابت آنها را فرسوده نمیکند. آنها منابعشان را صرف خلق ارزش جدید میکنند، نه صرف مبارزه در میدان تکراری.
کوچیک، ولی خاص شروع کن
برای شروع یک مسیر منحصربهفرد، نیازی نیست یک ایده جهانی یا یک تکنولوژی پیچیده داشته باشی. مهم اینه که یک بخش مشخص از بازار رو خوب بشناسی و برای اون گروه خاص، یک راهحل خاص ارائه بدی. بجای اینکه بگی: «برای همه محصول دارم»، بهتره بگی: «برای این گروه خاص، بهترین راهحل رو دارم». فیسبوک هم از همین الگو استفاده کرد. اول فقط دانشجویان دانشگاه هاروارد را هدف گرفت، اعتماد آنها را جلب کرد و بعد به مرور توسعه پیدا کرد.
نقش تیم: باور مشترک، نه فقط مهارت
اگر میخوای مسیر متفاوتی بسازی، تنهایی نمیتونی پیش بری. تیمی که به ایده باور داره، با وجود سختیها کنار تو میمونه. این یعنی هممسیر بودن، نه فقط همکار بودن. تحقیقات دانشگاه استنفورد (Dyer et al., 2009) نشان داده که تیمهایی که حول یک ایده مشترک و با باور عمیق به آن شکل گرفتهاند، احتمال موفقیت و پایداری بسیار بالاتری دارند.
صبر کن؛ رشد سریع همیشه خوب نیست
یکی از خطاهای رایج افراد در شروع مسیر شخصی یا شغلی اینه که خیلی زود میخوان بزرگ شن. اما رشد سریع ممکنه توجه بازیگران بزرگتر رو جلب کنه و فشار رقابت وارد کنه. پس بهجای اینکه مثل موشک پرتاب شی و بسوزی، مثل درخت رشد کن: آهسته، پیوسته، عمیق.
جمعبندی: دلیلی برای رقابت نیست، وقتی میتونی منحصربهفرد باشی
در دنیایی که همه دنبال «بهتر بودن» از بقیهان، تو میتونی دنبال «متفاوت بودن» باشی. به جای اینکه خودتو با بقیه مقایسه کنی، ببین چه چیزی در درونت هست که میتونه برای جهان ارزشمند باشه. پیشرفت واقعی یعنی چیزی خلق کردن که قبلاً وجود نداشته. یعنی بازی خودت رو ساختن، نه بازی در زمین دیگران.
منابع علمی مورد استفاده در نوشتن مقاله و لینک مطالعه آنها:
- Tversky, A., & Kahneman, D. (1974). Judgment under Uncertainty: Heuristics and Biases.
https://www.science.org/doi/10.1126/science.185.4157.1124 - Grant, A. M., & Berry, J. W. (2011). The necessity of others is the mother of invention: Intrinsic and prosocial motivations, perspective taking, and creativity.
https://doi.org/10.1037/a0022355 - Ken Robinson – Do schools kill creativity? (TED Talk)
https://www.ted.com/talks/sir_ken_robinson_do_schools_kill_creativity
دیدگاهتان را بنویسید